Home || Herat || Music || Photo
گزیده اشعاری از حاجی اسماعیل سیاه
می خـواستم که ملت مـا محترم شود
به بـــودیجه اجـــــرای قانون کنند
یــارب عنـــایتی کــــه ره عشق پویما
نه یارانی که گویم با کسی وصف جمالش را
ای جگــر تا چنــــد ریزد آسمـان خــون ترا
از هیاهــوی ملل وضـع جنــون مـی آیدا
خلــق پنــدارد کــه انــدر بند تدریسیم ما
حــاجی نیست کـه از طرف یمن می آید
حالیا از ابر گردون آب غـــم مــی باردا
روز روشن بـــــه مفلسـان تـــار است
رندکی پرسید کاین ملک از چه آباد نیست
اتحاد از جـــدول تشکیل میبـــاید شناخت
یاد آنـروزیکــه فـــردای مرا مشتاق بود
اگــر کمــال همین بـر کمـال خود ریدم
نه رشوت میــدهم نـه رشوه گیــــرم
Copyright Herat.Co.Uk Inc All Rights Reserved