و هــب بــن و هــب القــر شی روا یت کنـــد از جعفــر بــن محمـــد بن عـــلی بن الحسین که رسول علیه السلام گفتنــد:ـ
بــد ر ستی د رست و راستــی راست کــه حق تعالی را شهــری است د ر خــراسان کــه آن را هــرات گــویند ـ میــوه هــای آن شهر فروان باشد
، جــویهای آن پــر آب و بخیــر و بــرکت روان ـ بــر هر د ری از د رهــا آن فــر شته است تیغ بــر هنه د ر دست بلا را از اهــل آن باز مید ارد تا به قیامت مــر دمان ایشان مــو منــا ن انــد و عــورات ایشان مومنات ـ د عــای بر کت کرد ه است بر آن شهــر ابــراهیم و اسماعیل و اسحق و خضر و الیاس ـ ذوالقرنین آنــرا بنا کــرد ه است تا ثغری باشد اهل او را ـ هــر که از آن شهر د ر راه خــد ای رحلت کنــند ه باشد و یا به نیت غــزو بیرون رود همچنان باشد کــه هــر روز حجی پذ یرفته مگذ رد ـ شهـیدان آن شهــر را روز قیامت بر انگیزانند با شهد ا بـــد ر ـ و به حق انک جان من بفرمان اوست کــه یک نماز د ر آن شهــر بهتــر است از هــزار نماز که نه د ر آن شهر است ـ
ابــوالعبــاس المعری روایت می کنــد
: از حذ یفه بن الیمان و او از رسول علیه السلام کــه گفت
:ـ
بهتــر از خــراسان هـــرات است
، میــوه ها و آب و هــوای او خــوش است
، و بــر وی د عای بــرکت کــرد ه انــد هفتــاد پیغمبـــر ـ
د یگــر روایت کرد ه اند از ابن عباس از رسول علیه السلام که فــرمود
:ـ چون مرا بــر
آسمان برد ند جبرئیل بقعهاء زمین د ر مشرق و مغرب به من می نمــود ـ بقعه ای د ید م د ر وی عمود ی د ر نور ـ گفتم ـــ ای جبرئیل این چه بقعه است
؟ گفت
: این شهــر هــرات است و آن نــور د ر موضعی است که بعضی از فــرزند
آن ترا آنجا د فن خــواهند کــرد ــ ینعی مسرق ـ
د یگـــر روایت کـــر د ه اند از امیرالمومنین علـــی که رسول صلی الله علیه وسلم فــرمود ه است
:ـ
بد رستی که خد ای را به خراسان شهری است که آن را هـــرات گــو یند ـ با هــوای خوش و جویهای پر آب و بروی درود و تحیت گفته است
، برا د رم ذوالقرنین و الیاس و خضر هیچ آفر ید ه بر او قادر نشود و هــر گز فتح نشود جز به آشتی ـ هر روز خــدای عزوجل به نظر عنایت بد ان شهــر نگــرد و بیامرزد هر که را خواهد و عفــو کنــد از هـــر که خــواهــد ـ
د یگــر روایت کرد ه انــد از ابو امامه کــــه رسول الله صلوات الله علیه و سلامه عایشه را گفت کــه: اگــر بعد از وفات من سفری کنـــی بر تو با دا کــه به خراسان روی و به شهــری مقام کنــی که او را هـــرات گــویند کــه بهتر خراسان هــرات است و آب و هوای او خوش و سازوار است و در جــوار او شهــد ا بسیار آسود ه انــد و هــر کس که د ر وی ساکن باشــد از عاهات و آ فات رسته باشد و هـــر آنک قصــد خـــرابی او کند د ر دنیا به بلا ها ی گونا گون گــرفتار شود و در آخرت مستوجب عــذ اب و عقــاب حق تعالی باشــد ـــ
د یگـــر روایت است کـــه رسول علیه السلام فــرمود که:
د ر خراسان شهری است که آنرا هـــرات گــویند ـ د ر نــواحی او شهر دیگر است که او را فوشنج خوانند ـ د ر یک فرسنگی فوشنج رباطی است کــه ابراهیم خلیل و اسماعیل بد انجا رسید ه اند و بر آن ولایت دعای خیــر و بــرکت کــــرده اند ـ
ماخذ پیراسته تاریخنامه هرات