بگذار بگریم
بگـــذار بگــریم من و بگــذار بگریم
بگــذار در این نیمه شب تــار بگریم
در مـــاتم پژ مــردن گلهــای امیـــدم
بگذار که چــون ابر به گلزار بگریم
مرغ دل من پر زد و افتاد به دامـش
بگذار باین مرغ گرفتار بگـــــــریـم
غمخوارمن خسته بجزدیده من نیست
بگذار به غمخواری خود زار بگریم
اورفت وامید دل من دور شد از من
بگذار که در دوری دلــدار بگــریـم
درورطهء دیوانگی ام میکشداین عشق
بگذار بر این عـــاقبت تـــار بگــریـم
او خنده زنان رفت ومرااشک فشان کرد
بگـــــذار بگـــریم من و بگـــذار بگریــم