Home || Herat || Music || Index

اشعــار

 

کوچ و کوچه

از کوچهء قصابها

کوچ کردم

آه؛

چه کوچ سوگوارانه ی

آنجا – در آن کوچه

خانهء کوچکم محاصره شد

از سوی چندین قبیله از ماراندیشان

چونان خانهء یک قناری

در شاخهء از یک درخت

*** 

خانه ام را

 دوست داشتم

با همه ساده گی ها و خشت های نا پخته اش

آن خانه

و آن کوچه مانند قفس دلم بود

اما ، وای ، ای وای

پس از فصل کوچ قصابها

بسان قبیله ی مهاجم گربه و مار

به کوچهء من

خانهء کوچکم محاصره شد

و کوچه خونین شد،

کوچه پر از قصاب شد

وای ، ای وای

بوی خون ، بوی خون

صدایی تبر

و ضربهء ساطور قیمه گران گوشت

اذان ذبح کردن گوسپندان

الله اکبر، الله اکبر

و بغ بغ مظلومانهء میش های دست و پا بسته

تپیدن

جان دادن

در خاک و خون غلتیدن

تا فصل حلال گردیدن

جدا کردن پوست ها از گوشت ها

مثله کردن

دار زدن

صدایی گره خوردن ریسمان ها

از پا آویختن بز ها و گوسفندان

در چنگگ ها

و جرنگ جرنگ بهم خوردن چنگگ ها

عوعو شادیانه ی سگهای ولگرد

صدایی جویدن استخوانها

بگیر بگیر و بده بده خریداران گوشت

{ گوشت خواران}

طنین کامهای رهگذران تماشاگر

بر جاده ء چشمهای ساکت سر های بریده،

آه، چه زندگی وحشتباری بود

فصل کوچ قصابها به کوچهء من

جماعت قتله

اجتماع بی زبانان قتیل

وای ، ای وای

***  

آری ، آری،

من کوچ کردم

شاید ، دیری

به آن کوچه ، به آن خانه ام

باز نخواهم گشت

تا فرار دادن بی برگشت قصابها از کوچه خویش

آری ، آری

دگر سحر گاهان بهشتی ام را

نخواهم گذاشت

قصابها

در صدایی سر بریدن گوسپندان

خونین گردانند

آری به آنجا

شاید دیری باز نخواهم گشت

تا من

" اقتلوا"را

از اینجا

در آن کوچه

منسوخ نسازم

که

گوسفندان

خود را

برای حلال کردن-

حرام قصابها

گردانند.

آنگاه ، من

به خانه ام

در کوچهء خویش

باز خواهم گشت .


از سلیمان رواش

برگشت به فهرست

 

© Herat.Co.Uk Inc All Rights Reserved