Home || Herat || Music || Index

اشعــار

 

مزرعه

کاش؛

این مزرعه را

دریا  ، نه

جویکی بود پر از آب شفاف

کاش؛

این مزرعه را

باران ، نه

شبنمی بود ز بامداد بهار

های، های، ای مردم!

مزرعه می سوزد

سبزه ها با سوختن

از پس سیزده قرن

همچنان می سازد

***

های ، های ، ای مردم !

ریشه ها خشکیده

آب

 با ریشهء این مزرعه بیگانه شده

گاو ها

پارهء خویش می خوانند

کاه ، کاه ، کاه

***

کاش این مزرعه را

اندکی  بود امیدی بر آب

یا فراخوانی باران بهار،

نه، نه

نیست امید

سبزه ها می سوزند

سبزه ها می سازند

دود،

این مزرعه را

پوشانده

سنگ این مزرعه را

 خشکانده

***

های ، های ، ای مردم

دل این مزرعه را نرم کنید

سنگ ها را ز سر مزرعه

 دور اندازید

دود   را،

با دم پیغمبر نور

ز جو مزرعه بیرون کنید

تن هر بتهء این مزرعه را

زلب چشمهء مهر

آب دهید

ورنه ای آدمیان !

مزرعه می سوزد

مزرعه می میرد

وانگهی گلهء گاو

پارهء خویش بلند خواهند خواند

کاه ، کاه ، کاه .

این واژه ها بیاد کشتزار های سبز سرزمینم که در جنگهای گله یی می سوخت سروده شده است.


از سلیمان راوش

برگشت به فهرست

 

© Herat.Co.Uk Inc All Rights Reserved