|
پائیــز
باز پائیز است وسرد
بازتجلی گشتههرسو رنگ
زرد
برگها ازشاخه ها گشتند جدا
باز ریختند بر زمین سرد
آرام بیصدا
باز عریان گشت درختِ سبزپوش
بلبل اافتاد باز،از جوش و
خروش
هرطرف آرام و ساکت
نه دیگر آید صدائی
نه دیگر شور و نوائی
از سرور وشادمانی
هیچ نمانده
جای پائی
باز دل دارد فغان
باز مینالد ز هجرِ،گلسِتان
اُلفطی هرگز ندارد با خزان
از بهارِ ناز
میگیرد نشان
از آرزو |