مسعود سعد سلمان
مسعود بن سعد بن
سلمان بن لاهور، از قصيده سرايان نامدار دری زبان است. پدرش از عمال
صاحب دستگاه و از مستوفيان مشهور دوره اول غزنوي است. مسعود از ابتداي
جواني در دربار غزنويان بود و زماني كه سلطان ابراهيم غزنوي حكومت
هندوستان را به پسرش سيف الدوله واگذار كرد، مسعود از مقربان سيف
الدوله محمود غزنوي بود. پس از چندي كه سيف الدوله مغضوب پدر شد، خود و
تمام نزديكانش از جمله مسعود سعد در زندان گرفتار شدند. مسعود هفت سال
در قلعه "دهك" و "سو" و سه سال در قلعه "ناي" محبوس بود و در زندان از
بهرامي نامي، نجوم و ستاره شناسي را آموخت. بالاخره به شفاعت عميد
الملك ابوالقاسم خاص- از رجال دربار سلطان ابراهيم- از حبس آزاد شد و
به لاهور بازگشت.
در زمان سلطنت
مسعود پسر ابراهيم، بونصر پارسي- كه از دوستان مسعود سعد و پيشكار امير
عضدالدوله پسر مسعود و حاكم هند بود- كوشيد تا شاعر را به حكومت
چالندر- يكي از نواحي لاهور- برساند. طولي نكشيد كه بونصر پارسي نيز
مورد غضب سلطان واقع و گرفتار شد و مسعود سعد نيز در قلعه مرنج به مدت
هشت سال محبوس گشت تا به شفاعت ثقه الملك طاهر بن علي مشكان- از رجال
دربار مسعود- آزاد شد و به كتابداري كتابخانه سلطنتي گماشته شد و تا
پايان عمر در اين كار بود. بدين ترتيب مسعود سعد 18 سال از بهترين
سالهاي عمر را در زندان سپري كرد.
ويژگي اشعار او:
اشعارش بيشتر به
سبك شعراي خراسان است. هنر او در قصائد "شكوائيه" و "حبسيه" است. در
اين قصايد از رنجها و محنتهاي زندان و دوري از خانه و خانواده سخن
رانده است و چون تمامي اين مصائب عينا بر او تحميل شده است، بيان او
گرم و سوزناك و تاثير گذار است.
مسعود از دو
شاعر پارسي گو مايه دارد؛ پيوستگي جملات و روش منظم فردوسي را به ياد
مي آورد و اساس تنظيم قصايد و ورود و خروج مقاصد را از عنصري وام گرفته
است. ولي با اين وجود استدلالات سست و حصرهاي بي موقع و حشوهاي قبيح در
ابياتش كم نيست. مسعود از علوم ادبي كاملا بهره مند بوده و از نجوم و
حساب در اشعارش به خوبي بهره گرفته است.
عوفي در لباب
الالباب گفته است كه مسعود سعد سه ديوان داشته كه يكي به پارسي و ديگري
به تازي و سومي به هندي است. از ديوان هندي او هيچ خبري نيست وليكن
برخي از ابيات تازي او موجود است. ديوان پارسي او شانزده هزار بيت است
و در پايان ديواش وصف سي روزه ماه، وصف ايام هفته و يك مثنوي در وصف
نريمان سلطان عضدالدوله شيرزاد ديده مي شود.
در باب اخلاق او
بايد گفت كه مسعود محتشم زاده بود به همين دليل از كسي تقاضا نمي كرد و
كسي را هجا نمي گفت و منت از هيچ كس نمي برد. سنايي غزنوي نيز ديوان او
را جمع كرده است.
وفات مسعود را
برخي به سال 525 و برخي ديگر 515 و عمر او را در زمان فوت حدود هشتاد
سال دانسته اند.