مبنی بـــر روایت مـــرد می این ســر زمین

 

اگـر رهپوی مبــد ای پید ایش انسان بـــر روی این کـــره خاکــی که زمین اش نامیـــد ه ایم باشیم و بخواهیم کــه راه ما عاری از خطــر زمانی آن باشد میبایست که بسوی آثار تاریخ نویسان بزرگ روی آوریم . امابه پندار من که کــود ک رهپوی این راهم. تاریخ با این همه پیشرفت علم باستان شناسی و ابعاد د یگر خویش د ر پید ایش زمانی ما انسانها هنوز کــور است . و یا با کلام د یگــر ا گر بخواهیم د ریچه بسوی ماقبل خــود د ر د ید بصارت علمــی باز کنیم و از آن د ریچه به واد ی اولین زایش انسان روی زمین قدم بگذاریم نا گــزیریم که به اید ه مقدس د ینی خویش روی بیاوریم و قبــول کنیم که نخستین انسان روی زمین حضرت آد م (ع) است.

متکی بر چنین ا ند یشه اینک ره میپویم بسوی کنشها و واکنشهای انسان ماورای تاریخ سر زمین خــویش . واز لحضه یاد آور میشویم که انسانهای غار نشین سلسله کــوه سر به فلــک کشید ه هنــد و کش با نخستین تفکــر ذ هنی خــود پد ید ه آتش را بوجود آورد ه از آن کباب پخته و تغذ یه نمود ند و بعد هم د ستی به گیاه خــوش بوی و خوش طعمی زد ند و از خورد ن آن لذ ت برد ند و آنگاه ره بسوی واد یهای سر سبز و شاداب این سلسله کــوه با عظمت د رشمال و جنوب وشرق و غــرب روی آورد ند . تا اینکه کشتند و برداشتن و خورد ند و به شهاد ت تاریخ امـــروز نام خویش را آریا( د هقان ) گــذ ا شتند .

بر مبنای همین وادی گزینی آریـــا یی ها بود که نسل روبه فزونی آنها د ر چهار بعـــد جغرافیایی سلسله کــوه هنــد وکش ابعاد گسترد ه ای بخود گرفت و از آن ملیت های مختلف د ر د راز نای زمان بوجود آمــــد .

اینک بر مصد ق همین سخن به بر رسی یکی از شاخه های آ ریایی هنــد وکش تبار میپرد ازیم که از د امنه های سیاه کوه متصل به هنــد وکش بد اخل واد ی سر سبز و شاد اب شمالغرب آن سرازیر شد ند . و بقول مرحوم یعغوب این لیعث هروی نگارند ه تاریخ هـــرات د ر سر زمین جا گزین شد ند که آ بش گرم زمینش سبز و هوایش فــرح بخش و د ل پذ یر بود . و آنگاه مسکن گزینا ن ایند یار نام سر زمین خود را اوبه { آب بهتـــر } گذاشتند.

این بهتری آ ب منوط به موجود یت چشمه های آ ب گرمیست که تا امـــروز همان منطقه بهمان نام یاد شد ه و چشمه آ ب گـــرم آ ن همچون گذشته های د ور جوشان و خروشان و با گرمی و محبت خویش هر رهگذ ر تاریخ را به د امان خود فــــرا می خـــوانـــد.

اما آنچه ما را در ین رشته باز گویی تاریخ بر آنست . روایت است مردمی و بومی مبنی بر نخستین سنگ بنای هرات باستان که اند ک ریشه تاریخی هم از اثر مرحوم یعغوب ابن لیعث بهره مند است . از ریشه تاریخی آن تا بد امان قیل و قال مورخین نیافتیم. تکیه بر گویش مرد مــــی این روایت میزنیم که از قرنها بد ین سوی اند ر میان مرد م این سر زمین سینه به سینه و از نسل به نسل نقل شد ه و اکنون ما افتخار نقالی آ نرا د اریم به امید اینکه انتقال یابد به نسل فــــردای این سر زمین و یاد واره باشد از گذ شتگان ما.

گویند زمانیکه قبیله ای از آریائی هـــای هنــد وکش تبار د ر سر زمین اوبه امروز و د یروز جاگزین شد ند سران این قبیله د و براد ر بود ند که هر کـــد ام شان با د اشتن فرزند ان اعم از د ختر و پسر و تزویج ایشان به همد یگر راه زند گی باد یه نشینی را د ر پیش گرفتند . د یری نگذ شت که که یکی از فرزند ان بزرگان این قبیله د ر ایام جوانی وفات یافت و همسر او که کد بانو فهمید ه و اند یشمند ی بنام هــراته بود. زیبائی و د انائی این بیوه جوان نسبت به دیگران براد ران جوان شوهر مرد ه او را بر آن د اشت که تا هر کد ام از ایشان به طمع تسخیر قلب د ختر پرد اخته و بنوبه از او خواستند که با ایشان ازد واج نماید . اما هـــراته زیبا ئی اند یشمند هیچکد ام از براد ران شوهر را به همسری نپذ یرفت . و دست رد به سینه هر یک شان زد . به اثر این عملکرد بود که د یری نگذ شت نزاع بزرگی میان این قبیله بوجود آمد و سر انجام بر آن شد تا هراته با برادران و شماری از طرف داران خویش از قبیله پد ری خود جد ا شد ه و به سمت غرب اوبه کوچ کـــرد ند تا که رسید ن به منطقه ای امروزی شهر هرات و د ر د امنه کوه کوه گازرگاه جاگزین شد ند. این سکناگزینی د یر نپاید که از قبیله پد ری به بهانه باج خواهی بر ایشان حمله نمود ند مواشی و ثمره مزارع آنها را بعد از یک جنگ خونین با خود برد ند. و این هوجوم باج خواهی گونه بعد از به ثمر رسید ن کشتزار ها هر سال از طرف قبیله پد ری هــراته د رین د یار صورت میگرفت. هـــراته که د ر طی سالهای مهاجرت به اساس فهم و د انایی که د اشت از طرف مرد م قبیله کوچک خویش به بزرگی قبیله خود منسوب شد ه بود . اما همیشه از د اد ن باج به قبیله پد ری رنج میبرد و در پی اند یشید ن چاره بود. تا اینکه روزی سران قوم را فرا خواند و ایشان را گفت: ما باید راهی برای رهایی از چنگال باج خوران پیدا کنیم و بهترین راه همان است که باهم متحد انه قلعه بزرگی را بسازیم تا هنگام هوجوم دشمن بد اخل قلعه د ر آیم و د ر امان باشیم و پیش از ینکه ما بساختن قلعه بپر د ازیم باید به د شمن خــود بگویم که مـــآ خـــود همه ساله باج را بد یار شان میبریم تا ایشان بد ین جا نیامد ه و از ساختن قلعه مطلع نشوند.

همین بود کـــه تد بیر هـــراته با ت دبیر سران قوم بگوش و جان شنید ند و د ست بساختن قلعه زد ند و ایت قلعه را بنام رئیس خـــود هــــراته مسما ساختند . و اینک شهری را که ما بنام هـــرات یاد میکنیم بانی اصلی آن گویا همان هـــراته زیبا و اند یشمند د خت آریایی بـــود ه است.

قلعه هـــراته د یروز را مورخین تاریخ اد وار گذ شته این سر زمین بنام کهند د ژ و بعد هم مصرخ هـــرات گفته اند. و اکنون جایگاه ابد ی د و سرد ار بزرگ اسلام حضرت عبد الله ابن معاویه و حضرت شاهزاد ه ابولقاسم ابن امام جعفر از ا وایل ضهور اسلام {139-129 } هجـــری قـمــــری تاکنون بو ده است که همیشه زیارتکد ه اهل دل و اهل مشتاقان خاند ان نبوت میبا شد و همچنین این کهن د ژافتخار تولد حضرت عبد الله انصاری {رح} را در خود د ارد زیرا همین اکنون نشانه از خانه پر متبرک حضرت ابو ایوب انصاری {رض} د ر قلب این قلعه موجود میباشد.

بد ینگونه شهر هرات هم از نگاه مورخین تاریخ و هم نظر بگو یشهای مر د می این د یار بزرگ از مبد ای پیدایش ساختاری خویش به همین نام یاد شد ه و خـــواهد شد.

پ ـــ ی ــ ربیع محیطی

نخستین سنگ بنای هــرا ت با ستا ن
herat.co.uk