|
گل
دوست
خواهم
گلی که بهر تو مــی
چینم
بینـــد دمی نــــوازش دستت
را
یا یک
دو لحظه پیش رخـت
یابد
ناز نـــگاه
نـــــرگس مستت را
خواهم
گلی که بهر تو می
چینم
افتـــد به خاک
پیش قـــــدمهایت
پرپر
شــــود
فسرده شــــود اما
بینــــد نـــــوازشی زکف پــایت
خواهم
گلی که بهر تو می
چینم
دور
از کنار خود ننهی
خوارش
هر
کار می کنی بکن و
مفـــکن
با
دست خــود به
دامن اغیارش
از
آصف فکرت |