خدابان ـ خیادوان ـ خیابان هرات

در شمال شهر هری بر دامن کوه مختار صحرائیست که آنرا خیابان میگویند. در ماخذ قدیم خیابان را خدابان و بعد از حمله مغول خیادون می نوشتند .

در طبقات االصوفیه النصاری در همه جا خیابان را خدابان آورده که ضبط یاقوت معرب آنست .

و در تاریخ سیف بن یعغوب خیادون آمده و اگر تحریف کاتب نسخه تاریخ سیف یعغوب نباشد بعد از یعغوب به مدت کمی نام خدابان به خیادون تبدیل یافته است .

در عصر تیموریان دیگر خدابان و خیادون را به این نام نمی شناختند و خیابان میگفتند ـ حتی جامی نیز در طبقات الصوفیه آنرا به عبارت عصری آراست خدابان را به خیابان تبدیل فرمود . معین الدین اسفزاری در :روضات الجنات خیابان هرات را چنین می ستاید :

از مواضع میمون که به مبارکی آن زمینی در ربع مسکون نشان نمیدهد خیابان هرات است که به لطافت هوا و عجایب حظایر و غرایب بناء ممتاز است و در بزرگی مزارات و لطایف عمارات و مقابر و بقاع متبرکه که یمین و یسار آن واقع است از شرح و بیان بی نیاز نیست و آن جائیست که از قدیم الایام چه در وقت جاهلیت و چه در روزگار اسلام همیشه میمون و مبارک و قبله دعوات و کعبه حاجات خلایق بوده و همه مردم از اصاغر و اکابر و مقیم و مسافر بدان مقام شریف تیمن و تبرک جسته اند و در همه زمان و ادیان معابد و عید گاه و مقابر و زیارتگاه خواص و عوام بوده چنانکه حالا مصلی و گشت جای مسلمانان است ـ در زمان او را کوی خدایگان میگفتند و به عبارت فرس خدایگان پادشاه را گویند . را ه خیابان از دروازه ملک گشوده میشد چنانکه اکنون نیز از دروازه ملک جاده ء بسوی خیابان کشیده شده است ـ ظاهراً در قدیم دروازه ء دیگری از شمال هری گشوده بوده که آنرا درب خیابان میگفتند و یا همین درب ملک را از ابتدا درب خیابان میگفتند .و بعد که یکی از ملوک کرت بازار شمالی چهار سوق را تا پای حصار آباد نمود آن بازار را بازار ملک و این دروازه را درب ملک نامیده باشند .

در بیرون دروازهء ملک بفاصله کمی بر سر بلندی مزاریست بنام مزار شیخ اسماعیل خوارزمی که مرید شیخ علاء الدوله سمنانی بوده و در سال هشتصد و بیست و چهار قمری از دنیا رفته پهلوی این مزار تا شصت سال قبل حوض انبار مخروبه بود که آنرا حوض برفک میگفتند اکنون از آن اثری باقی نمانده و این مزار هم اکنون بر سر چهار راهیکه بیرون درب ملک واقع است ، در اول جادهء که به سرک مولوی جامی معروف است بر بالای بلندی واقع است و روبروی این مزار در قبله سرک حوض انباری سر پوشیده و مسجد عالی ساخته اند ـ

تا چند سال قبل از این مزار تا دامن کوه مختار بنام خیابان یاد میشد و اکنون از سر پل انجیل و محل مصلی تا دامن کوه مختار و بند قارون خیابان نامیده میشد ـ در خیابان مزارات اهل الله و عرفا و مشایخ بسیاری بوده و هست . عمارت مصلی نیز در اول خیابان واقع است دهات و قریه جات کوچکی که دور بر خیابان واقع است عبارتند از برامان ، چهار سونک ، محلهء بابا حاجی و قلعهء مرحوم حکیمی ، جبرئیل سقسلمان ، محله سه بچه و کولاب . کهندژ مصرخ در قدیم و دهات اطراف آن از بلوک سبقری آبیاری میشد و چون نهر سبقر به مرور زمان پایان افتاد و خیابان بی آب ماند .

گویند جوی نو را به امر سلطان ابو سعید گورگان جهت آبیاری خیابان حفر نمودند که بیشتر حصص خیابان را تا قریهء سقسلمان و جبرئیل که در مغرب خیابان به فاصلهء کمی واقع اند آبیاری نموده اما دامن کوه مختار همچنان خشک مانده و تنها چند نخ کاریز که از دهنهء دو برادران کشیده شده مقداری از دشت و دامن کوه را سر سبز میداشت بار دیگر به فکر سلطان موصوف رسید که نهری دیگر از رود پاشان در دامن کوه کشیده شود که همه کازرگاه سیراب شود و هم خیابان و دامن کوه مختار شاداب و سر سبز گردد و این مفکوره را به امنای دولت و وزرای خویش در میان آورد .

مگر در آن هنگام بعضی امور سیاسی و لشکر کشی ها مانع از این اقدام شد تا خواجه قطب الدین طاوس وزیر به همت مردانهء خویش این آرزوی سلطان را به مراد رسانید و جوی سلطانی را حفر نمود .

شرح جوی سلطانی را از زبان مورخ شهیر و نامی عصر تیموری مرحوم غیاث الدین خواوند میر هروی بشنویــــد .

رشحه ای از بحر آثار آن خواجه خجسته اطوار جوی سلطانی است که از جانب شمال دارلسلطنه هرات از رود پاشتان سمت جریان یافته و بدان واسطه چندین هزار باغ و بستان و حضیره در کازرگاه و دامن کوه زنجیر گاه و کوه مختار تا چشمهء ماهیان از خارستان عدم به گلزار وجود شتافته هریک در نظارت نظیر ریاض رضوان در حضارت غیرت فزائی ساحت آسمان طوطی شکرستان فساحت از خطوط سبزه روح پرور آن بساتین خلد آئین مضمون کلمهء ریاض الجنته بر میخواند و بلبل دستان سرای بستان بلاغت در صفت لطافت آن منازل جنت تزئین ـ

همــــه در خرمی بســان بهــــــار

گشته در دیــده ها بهار نگـــــــــار

از سپهرش بحضــرت آمـده ننگ

وز بهشتش به نزهت آمده عـــــار

نقل است که چون خواجه قطب الدین طاوس کمال توجه خاطر سلطان سعید را به جریان آن آب عذویت مآب معلوم کرده بود ـ قریب دوصد نفر برزیگور و چاه خو که هریک فرهاد صفت جوی در بیستون کندی بنوک تیشه خار انگار رخنه در دل سنگ افگندی از مزارع خود آورده و آن جماعت مدت دو سال در آن کار مشقت کشیدند تا آخر آب امانی و آمال در جویبار دولت و اقبال جاری دیدند و چون آب در جریان آمد بدامن کوه مختار رسید خواجه مقداری در ظرفی کرده مصحوب تواچی به اردوی همایون که در آن زمان متوجه عراق بود ارسال نمود ، در آن محل که چشم سلطان بحر موهبت برآن آب افتاد مراسم شکر فیاض علی الاطلاق بجا آورده زبان به ادای این سخنان بگشاد که احداث جوی سلطانی نزد من بر فتح عراق ترجیع دارد زیرا که بدان سبب شمال دارلسطنه هرات روی به کمال معموری و آبادی می آورد و فی الواقع .

نسیم خلـــد و عمر خضر می بخشد اگـــر دانی

هــوای دشت کازرگاه و آب جــــوی سلطــانــی

در شما ل خیابان کوه مختار واقع است و از این کوه گردنه ایست که راه کشک از آن شروع می شود که اکنون جادهء پخته کانکریت از این گردنه گذشته به قرهئ تپه یا تورغندی میرسد ـ در کتب تاریخ این گردنه را دهنه دو برادر میگویند و چون از دهنه پاسی راه بگذری، بین دو کوه صورت دو قبر طولانی است که به دو برادران مشهور است و میگویند دو قبر دیگر نیز در مقابل قبور اولی بر سر کوه طرف مشرق جاده واقع است که دو برادر سر کوه از مروالرود و دو برادر بین جاده از هرات بودند و این چهار نفر باهم رفیق شفیق و یار صادق و یکدل و یک جهت بوده به شغلی بجانب مروالرود می رفتن که حرامیان راه گردنه را باوشان بستند و اخیراً بدست آن حرامیان شهید شدند و این دهنه بنام آن دو برادران معروف و مسمی گردید .

در کوه سمت غربی دو قبر اولی در بغل کوه رگی سرخ دیده می شود که رنگ طبیعی سنگهای کوه است . عوام آن سرخی را خون این دو برادر میدانند و عقیده دارند که این دو برادر در بغل کوه شهید شدند و جنازهء آنان را به پائین کشیدند خون شان در بغل کوه ریخته و تا اکنون باقی مانده و همچنین این گردنه را عوام الناس دهنهء کمر کلاغ نیز مینامند .

در سال 1339 خورشیدی که شاهراه تورغندی الی قندهار شروع شد و نیز بسال 1340 خورشیدی که جادهء پخته کانکریت به دهنهء دو برادران رسید این دو قبر یعنی دو برادان در وسط جاده واقع شد و کلی از میان رفت و این داستان کهنه طی شد .

از دهنهء دو برادران یا کمر کلاغ چند نخ کاریز کشیده شده که بیشتر صحرای خیابان را آبیاری میکند. از آنجمله کاریز قرنفل است که عوام آنرا چشمه قلمفر میگویند .

آب جوی سلطانی سالهاست که از جوی افتاده و به خیابان نمیرسد اما آثار آن تا بند قارون پیدا و آشکارا است چندانکه به اندک توجه و خاک برداری جوی موصوف به کلی پاک و ثابت می شود و در دامنه کوه هر جاه درهء کوچک است آثار پل پخته به نظر می رسد که به خشت پخته و ساروج ساخته شده و پایه های آن استوار و برجای است اما طاقی که آب از بالای آن میگذشته خراب و نابود شده ـ

یکی از آثار بجای مانده ایکه در خیابانهای هرات واقع بود ه عمــــارت نه پایه مصلی است که متسفانـــــــه بسال 1304 هجری قمری ویران شد و از آن همه شاهکار معماری اکنون جز شش پایه منار و یک گنبد چیزی باقی نیست و چند سال قبل یک پایه ئ منار سمت جنوب غربی پارک بهزاد باثر بمباری روسها نیز ویران شد اکنون جز پنج پایه منار و گنبد گوهر شاد چیز دیگری باقی نمانده .

:در محل خیابان هرات باغهای وجود داشته که اکنون از آنها جز نام اثری باقی نمانده و از آنجمله است

باغ زاغان ـ باغ خیابان ـ باغ مختار ـ باغ قرنفل :

مناره ها و آرمگاه امیر علی شیر نوائی ـ ـ هرات

Copyright H.C.U Inc