Home || Herat || Music || Photo || Index

گرگ و الاغ

روزي الاغ هنگام علف خوردن ،‌كم كم از مزرعه دور شد . ناگهان گرگ گرسنه اي جلوي او پیدا شد .

الاغ خيلي ترسيد ولي فكر كرد كه بايد نیرنگی به گرگ بزند وگرنه گرگ او را خواهد خورد، براي همين لنگان لنگان راه رفت و يكي از پاهاي عقب خود را روي زمين كشيد .

الاغ ناله كنان گفت : اي گرگ در پاي من خار رفته است ، از تو خواهش مي كنم كه قبل از خوردنم اين خار را از پاي من بیرون کنی .

گرگ با تعجب پرسيد : براي چه بايد اينكار را بكنم من كه مي خواهم تو را بخورم .

الاغ گفت : چون  اين خار كه در پاي من است و مرا خيلي اذيت مي كند اگر مرا بخوري در گلويت گير مي كند و تو را خفه مي كند .

گرگ پيش خودش فكر كرد كه الاغ راست مي گويد براي همين پاي الاغ را گرفت و گفت : خار كجاست ؟ من كه چيزي نمي بينم و سرش را جلو آورد تا خوب نگاه كند .

در همين لحظه الاغ از فرصت استفاده كرد و با پاهاي عقبش لگد محكمي به صورت گرگ زد و تمام دندانهاي گرگ شكست .

الاغ با سرعت از آنجا فرار كرد . گرگ هم خيلي عصباني بود از اينكه فريب الاغ را خورده است..

 

برگشت به فهرست

Copyright herat.co.uk Inc All Rights Reserved.