herat.co.uk

به عاليه ي عزيزم

خيلي پريشانم . براي من پيراهني كه از جنس  خاك وسنگ باشد  خيلي از اين پيراهن  كه در تن دارم ، بهتر است . در زير خاك شخص را آسوده مي گذارند . چرا  يك حربه  در مقابل من  نيست !  حربه ي عزيز  مرا كي برد ! يك قطعخ  فلز كوچك كه مي تواند  آسايش ابدي يك  فكر طاغي و خسته را تهيه كند چرا  از من دور است ؟ چرا از چيزي كه خوبي و بدي را در نظرم  يكسان مي كند بپرهيزم ؟

اسرار  فراوان ، دردهاي بي درمان ، نااميدي ها و بدبيني ها در من خوب رشد و تربيت يافته اند . حال آيا وقت آن نيست كه آن ها را از اين محل  تربيت  ، قلب ،  بيرون كنم ؟

 چرا اين پرده پاره نمي شود . قلب سمج من در اينجا چه  كند ؟

عاليه! از تو مي پرسم  اين يك پاره خون مگر مي تواند  عالم  ابديت باشد ؟

ابديت  براي خودشان بماند . عدم مطلق را به من بدهند . اگر براي زندگي ام حرف بزنم ، مثل اين است كه وصيت كنم . وصيت  هم كه  راجع به زندگان است . ببين چه قدر نتيجه ي افراط انسان در طلب موهوم است

اين حالت مرموز مرا مي گرياند . افسوس !  ديگر اشك هاي شاعر  قيمت ندارند . قطرات چشم سرازير مي شوند : درياي  بي آرامي را تكشيل مي دهند . عاليه ! توي مي خواهي  با دست و زبان خودت اين دريا را بپوشاني . حال كه علاقه ي من نسبت به تو از دوستي هم تجاوز كرده است ، مي خواهي چشم هايم را ببندي

اما اشك ... اشك راه سرازير شدنش را از گوشه هاي چشم بلد است

دلم مي خواست در صحراهاي وسيع و خلوتي بدوم  و فرياد بزنم

دلم مي خواهد  سم  مهلكي  روي لب هاي  تو جا  بگيرد .  لب هاي تو را ببوسم  و در زير پاي تو در هواص يافو آزاد ، دنيا را وداع كنم

اين هم براي من ميسر نيست ! پس چرا زنده ام ؟ از من نپرس  براي چه ؟  شاعر  خلقتي است  كه هنوز ديگران  عجايب آن خلقت را  كاملا ادراك نكرده اند . توصيفات اشخاص درباره ي او ي  نوع  مقاربت  روحاني است

فكر كن .  به اين حسرت  نبر  كه چرا  قصرهاي  مرتفع  و باغ هاي مجلل نداري . آن ها  را جنايت و خيانت  فراهم مي آورد . اگر طبيعت  به تو قلب  نجيب  و همت عالي  داده است  خوشحال خواهي بود كه  نسبت  به تمام آن تجملات  بي اعتن هستي

درباره ي شوهرت ،  وقتي كه او را شناختي و بر ديگران  ترجيح  دادي ،  او براي تو مايه ي تسلي  آلام  باطني  مي شود

نمي دانم  با اين پريشاني  خيال  زندگاني  را امتداد خواهم داد يا نه . مي بيني  عاليه ! عاليه !  من از همه چيز سير و بيزار هستم .  فقط وجاهت  و محبت تو  مي تواند مرا نگاه بدارد . با مريض خودت  مدارا كن

نـــا مـــه های عاشقانه