هرات نگین خراسان

بقلم خلیل الله افضلی

 

هرات (بکسر هاء) اکنون  نام یکی از ولایات سی و چهارگانه ([1]) افغانستان بوده و از شمال با جمهوری ترکمنستان، از جنوب با فراه، از شرق با غور و از غرب همسایه با جمهوری اسلامی ایران است، این شهر به 62 درجه و 20 دقیقه طول شرقی و 34 درجه و 45 دقیقه عرض شمالی واقع شده است،ارتفاع آن از سطح دریا 933 متر بوده و مساحت آن 54778 کیلومتر مربع و جمعیت آن بالغ بر1500000 نفر) برآورد رسمی سال 2006)است که از این میان تنها در حدود   349000 نفر در مرکز این ولایت که شهر هرات است زندگی می نمایند، هریرود که از کوه های بابا در مرکز کشور سر چشمه گرفته از کنار این شهر می گذرد و زمین های تشنه این ولا را که دیر زمانیست رنگ برف را از یاد برده اند آبیاری می کند .این ولایت در آخرین تقسیمات اداری افغانستان دارای پانزده واحد اداری گردید که از جمله مهمترین آنها می توان به چشت، اوبه ،کرخ، شیندند(اسفزار) و ادرسکن اشاره کرد .

نقشه جفرافیایی هرات

دراین  نوشته تلاش می شود که نگاهی گذرا به سیمای فرهنگی ، اقتصادی ، بافت  شهری و آثار باستانی هرات در وضعیت کنونی افکنده  شود .

هرات پس از پشت سر گذاشتن فراز و فرود های بیشمار همچنان طلایه دار جریانات فرهنگی در افغانستان پس از کابل است، نویسندگان، شعرا و هنرمندان هروی چراغ ادب و هنر این خطه را در دشوار ترین حالات همچنان مشتعل نگاه داشتند هر چند گاهی کور سوسویی بیش نبوده است و طبیعتاً امروزه که اوضاع وشرایط  بیش از هر زمانی آماده تر است مطمئناً بر رسالت خویش نیک آگاهند چنانکه  فعالیت بیشترین رسانه دیداری و شنیداری که شامل پنج شبکه تلویزیونی  و پنج شبکه رادیویی محلی و در قسمت رسانه های نوشتاری موجودیت سی نشریه دولتی و غیر دولتی از روزنامه گرفته تا هفته نامه و مجله ،چاپ و نشر دهها عنوان  کتاب و ... را می توان به عنوان سندهایی بر این مدعا یادآوری کرد ، درین راستا همچنان می توان از دانشگاه این شهر نام برد ، دانشگاه هرات  به سال1367 گشایش یافت واکنون دارای شش هزار دانشجوست که در یازده دانشکده مختلف به تحصیل مشغولند، محل  جدید دانشگاه هرات در محوطه یی به مساحت شصت هزار متر مربع بر پایه نقشه ای مدرن در شمال این شهر در دست ساخت است، دیگر می توان از فعالیت انجمن ادبی هرات و دانشگاهیان و پژوهشگران پایبند به سنت ادبی از یک طرف و از طرفی دیگر درست در بیخ گوش آنها خانه ادبیات جوان و جوانان پست مدرنیست و برنتابنده هر نوع قید و بندی و جدال تماشایی آنها از طریق بحث و استدلال  و مناظره های علمی را ذکر نمود. معارف (آموزش و پرورش) نیز از رونق خوبی برخوردار است رقم بیش از 480000  دانش آموز و گشایش صد و پنجاه  مدرسه در چند سال گذشته در مقاطع مختلف درین شهر با توجه به شرایط افغانستان نسبتاً خوب به نظر می رسد ؛ از سال هشتاد و شش خورشیدی در کنار مدارس دولتی مدارس خصوصی نیز آغاز بکار نمودند که منتج به پدید آمدن نوعی رقابت در ارائه کیفیت بهتر برای دانش آموزان بین آنها گردیده  است و بالاخره استقبال گرم و بی سابقه ازکورس (کلاس) های مختلف به ویژه زبان خارجی و کامپیوتر به هر انگیزه ای ولو انگیزه های اقتصادی هم که باشد نشانگر فاصله گرفتن هراتیان از دوران  رکود و فترت است.

در زمینه اقتصاد نیز تحولات چشمگیری رونما شده است چنانکه هرات را به عنوان قطب صنعتی افغانستان معرفی کرده است که از آن جمله می توان آغاز بکار شهرک صنعتی در بیست کیلومتری جنوب این شهر با بیش از صدها کارخانه تولیدی که توانسته است تا حدودی در بعضی قسمت ها به عنوان رقیب عمده کالاهای خارجی در کشور مطرح گردد یاد کرد ؛ در قسمت زراعت ،کشت زعفران و سویا در این شهر در چند سال اخیر نتایج  جالب توجهی داشته است و مطابق آزمایش های خاک شناسی که انجام گرفته این محصول در هرات بیشتر از هر جای دیگر ثمر داده است. رزستانهای هرات هم با آن انگورهای نامی خود همچون گذشته به تولید پنجاه و چند گونه انگور خود مشغولند و در سالهای اخیر محموله هایی از آنها به خارج از کشور نیز صادر شده است تا  دیگران نیز از لذت بی بدیل آن بی نصیب نمانده باشند.

چند نمونه از زعفران محصول هرات

 آب سالم لوله کشی؛ برق بیست و چهار ساعته وارداتی از ایران و ترکمنستان و در عین حال آغاز کار عملیاتی بستن سد روی هریرود تا ضمن استفاده از انرژی برق از ذخیره آبی آن برای زیر کشت بردن زمین های بایر استفاده گردد، جاده های آسفالت شده  اصلی و فرعی درون  شهری و شاهراه های پیوند دهنده شهر به بیرون ،تحت پوشش قرار گرفتن شهر به خدمات  شبکه های مختلف مخابراتی و اینترنتی، بهره برداری برخی از معادن و سپردن آن به بخش خصوصی،امکانات بهداشتی و خدمات درمانی نسبتاً خوب ،میدان هوایی ،تفرجگاه های سرسبز و... هر چند امروزه اینها مسائل بدیهی و پیش پا افتاده شهر نشینی است اما در افغانستان پدیده های نسبتاً نوی هستند که بیشترینه مردم ما دردمندانه از آنها بی بهره اند ،به هر روی موقعیت خوب جغرافیایی این شهر در همسایگی دو کشور این استعداد را به هرات داده است تا  به عنوان دروازه ورود کالا به افغانستان بر روی نقشه این کشور خوش بنشیند و در پی آن تراکم جمعیتی و آبادانی درین شهر پدید آید .حیف است از هرات صحبت کردن اما در مورد باغ های بیشمار آن سخنی نگفتن ؛ هرات را می شود شهر باغ ها نامید از باغ عدنانی گرفته تا باغ های دوره تیموری نظیر باغ زاغان و باغ سفید(شفاخانه امروزی)باغ جهان آراء (مخابرات امروزی) باغ دولت خانه، باغ قرنفل ،باغ مختار ،باغ خیابان(خیابان؛ص104) و باغ دشت و باغ مراد که اکثراً باغ های حکومتی در دوره های مختلف و البته بیشترینه آن در دوره تیموری بوده اند تا این باغ های اخیر مانند باغ زنانه و باغ شاهی- این باغ سرگذشت اسمی جالبی دارد و خودش هم شاید نداند که بالاخره نامش چیست در دوره محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان که بنیادگذار این باغ نیز هست موسوم به باغ شاهی بود در زمان حاکمیت مجاهدین نامش باغ آزادی و در هنگام تسلط طالبان باغ اسلامی گردید - و آخرینش هم باغ ملت که متاسفانه از برخی از این باغ ها نامی هم نمانده است برخی دیگر نامی مانده اما باغی نمانده و دسته سوم که شامل باغ هایی با عمر نسبتاً کمی است خوشبختانه هم نامشان هست و هم  باغشان.

 و اما سیمای شهری هرات، این شهر از دو قسمت و دو بافت کاملا جداگانه از هم تشکیل شده است نخست قسمت شهر کهنه هرات که بیشتر جنوب و جنوب غرب شهر را در برگرفته و قسمت دیگر شهر نو آن و این خود امتیاز بارز هرات نسبت به سه رَبع دیگر خراسان قدیم است که در آنها شهر قدیم از بین رفته و شهر جدید در فاصله چند کیلومتری آن ساخته شده است .بنای شهر نو در زمان پادشاهی امان الله خان(1298-1308ش) در حدود سال 1304 خورشیدی آغاز شد محل آن در شمال شهر قدیمی بود در این محل ابتدا بازار و سپس ساختمان های مسکونی ساخته شد (شهر نو) ده سال پس از این در ضلع شرقی این شهر مجتمع زیبای دیگری به نام شهر جدید با پارک و ساختمان ولایت،استادیوم و تعداد زیادی ساختمان که سازمانها و ادارات دولتی را در بر دارد بنا شد (جغرافیای شهری در افغانستان ،ص 156) که متاسفانه بسیاری از ابنیه تاریخی که از آسیب زمانه زخم هایی  بر پیکر داشتند ولی هنوز نفسی می کشیدند نظیر برج و باروهای شهر قدیم  و چهارسوق (چهارسو) سر پوشیده قربانی نقشه نوین شهری (شهرنو) گردیدند تا مسجد جامع و جاده های شهر بزرگتر گردند.(حکمرانان هرات،ص 119 و 121 و حوضنامه هرات ص 46).

دورنمای شهر هرات

 هرات به سبب تختگاه بودن خویش در دوره های مختلف آثار تاریخی فراوان به خود دیده است و شاید به مصداق این مثل مشهور که« دشمن طاووس آمد پر او» یکی از مهمترین مواردی که هرات همواره زیرسم ستوران کشور گشایان لگد شده است همین آبادانی و وفور نعمت در اینجا بوده است ، بارها هموار شده است اما پس از گذشت زمانی دوباره زندگی در آنجا از سر گرفته شده است ؛این شهر در روزگار غزنویان از شهر های مهم محسوب می شده است چنانکه بیهقی از آن به عنوان واسطه خراسان یاد کرده است (تاریخ بیهقی ،ص 225). موقعیت استراتژیک این شهر ،که بر سر شاهراهای مهم خراسان و ماوراءالنهر و سیستان و زابلستان و هند واقع بود ،اهمیت این شهر را بیشتر کرد . بدین سبب نام هرات در تاریخ بیهقی فراوان(بیش از صد بار)آمده و از کاخها و باغهای حکومتی آن اطلاعات نسبتاً مهمی در آن زمان بدست می آید به ویژه در آن زمانی که مسعود فرزند ارشد سلطان محمود حاکم هرات بود و او را با این شهر سَرو سِر و افتد و دانی ها بود . از مهمترین یورش ها  و به دنبال آن کشتار ها و آتش زدنها و غارت ها می توان  ازهجوم  چنگیز ،تیمور ،نبرد های صفویه و ازبکان شیبانی و قاجارها در هرات را نام برد.درین بخش از نوشته به سراغ وضعیت بعضی از مشهورترین بناهای تاریخی این شهر درعصر کنونی می پردازیم .

 مصلای هرات واقع در خیابان که یکی از زیباترین و با شکوه ترین بناهای مشرق زمین بوده است و گذشته از مصلا شامل مدرسه ومسجد جامع گوهر شاد آغا،مدرسه وخانقاه سلطان حسین بایقرا، مسجد جامع ، دارالحفّاظ ، دارالشّفا ، خانقاه اخلاصیه و مدرسه اخلاصیه امیر علیشیر نوایی(خیابان؛ص7) وزیر خردمند تیموری و آرامگاه گوهرشاد ،امیر علیشیر و سلطان حسین و سایر شاهزادگان تیموری با بقعه هایشان بود  و هر قسمت این مجموعه در سال های متفاوتی آباد گردیده بود  پس از فرار قسمت هایی از آن از گزند حوادث گونه گون در سال 1304 ق در روزگار فرمانروایی امیر عبدالرحمان خان(1297-1319ق) زمانی که هرات را خطر هجوم روسها تهدید می کرد وی به اشارت انگلیسی ها مصلی را تلی از خاک کرد  تا در وقت محاصره و محاربه پناهگاه خصم نگردد و از آنجا رخنه در حصار هرات را ه نیابد (سراج التواریخ ،ص 83)بدین ترتیب آن بنا های باشکوه را از بین برد و فقط از آن مجموعه زیبا ده مناره و عمارت  آرامگاه گوهرشاد را باقی گذاشت بعد ها به اثر بی مبالاتی مسوولین و جنگ و ناامنی چهار مناره دیگر نیز سر به خاک گذاردند و عمارت آرامگاه نیز صدمات فراوان دید در سال 83 نیز به رغم نظر سازمان علمی فرهنگی  یونسکو و باستان شناسان از وسط مناره ها جاده ای کشیده شد و با توجه به خم شدن یکی از مناره ها بیم آن می رود که به سبب تردد موتر های سنگین چشم ها از دیدن این یادگارهای باقیمانده ارزشمند تیموریان  نیز محروم گردد .

مصلای هرات باستان

ارگ یا قلعه اختیار الدین یکی از اماکن دیدنی هرات است این قلعه که بر فراز تپه ای بلند با برج و باروهایی مستحکم جا خوش کرده است  نیز مثل سایر آثار باستانی این شهر سرگذشت غم انگیزی دارد و ازجمله معدود مواردی است که در پایان  توجهی به خود دیده است این قلعه که به مرور زمان قسمت های زیاد آن تخریب شده بود و حتی اینکه  یکی اززورگویان پس از تخریب قسمت هایی از قلعه از خشت (آجر)های  آن برای خود در حدود سالهای 1332 خانه ای ساخت(حکمرانان هرات ، ص122) تا اینکه در اواخر دوران محمد ظاهر(1312-1352ش) شاه سابق و اوایل حکومت  داوود خان(1352-1357ش) نخستین رییس جمهور افغانستان در سال 1352به سبب قدامت و اهمیت آن مطابق برنامه ای در پنج سال به کمک یونسکو و کشور های دوست افغانستان مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت البته قسمت دیگر این طرح متوجه مناره های مصلا می شد که به سبب کودتا در سال 1357 و نا امنی های پس از آن عملی نگردید (جغرافیای شهری در افغانستان،ص 156).پایین قلعه اکنون به پای حصار مشهور است-گویا زمانی قلعه در تداول عامه حصار نامیده می شده است- و در آنجا مسجد و مدرسه ای یکی در جنوب ودیگری در شرق قلعه  به چشم می خورند اولی که به مسجد خرقه مبارکه مشهور است در آن خرقه ای منسوب به پیامبر اکرم (ص)نگهداری می شود و مردم اعتقاد ویژه یی  بدین مکان دارند در گذشته به هنگام شیوع بیماریهای  واگیردار نظیر وبا صندوقی که خرقه در آن نگهداری می شد با مراسم خاصی  برسر یکی از مزارات  بزرگان شهر برده می شد و در آنجا خرقه را از صندوق بیرون آورده و مردم با دیدن آن با شیون و گریه از خدا می خواستند تا این بلیه را از شهر آنها دور نماید وچه بسا که این چنین می شد.عمارت این مسجد زیبا در اوایل دهه سی مرمت و گسترش یافت ، بنای  دیگر پای حصار مدرسه  پای حصار است که در پارک این منطقه که از نقشه های جدید شهری است موقعیت دارد این مدرسه در حدود سالهای 1317 بنا شد در جوار  این مدرسه  فخرالدین علی صفی هروی بن مولانا حسین واعظ کاشفی وهلالی جغتایی- پس از تخریب چهار سوق در 1328 استخوانهای هلالی جغتایی از آرامگاه اصلیش در چهارسوق(چهارسو) بدینجا منتقل شد- به خاک سپرده شده اند.(حوضنامه هرات ،ص 45)

ارگ یا قلعه اختیار الدین

 ابنیه  مزارات دانشمندان و شعرای بزرگ هرات اکثرا در حملا ت طاقت سوز به این شهر از بین رفته بود و یا اینکه صدمات جدی برداشته بود تا اینکه در حدود سال 1328ش در زمان حکمرانی عبد الله ملکیار بیشتر آنها مانند مزارعبدالرحمان جامی،فخرالدین محمد رازی ،حسین واعظ کاشفی ،سید عبدالله مختار،خواجه عبدالله کوهی و امیر علیشیر نوایی  بازسازی و بعضا نوسازی گردید از میان این بقاع  سه سال قبل برای بقعه نوایی حادثه جالب توجه و در عین حال مبهمی اتفاق افتاد از این قرار که در سال 1383 یک شرکت ساختمانی ازبکی  در ظاهر امر به قصد اعمار بنایی  شایسته این امیر که پدر شعرشان است به هرات آمد آنها پس از مطرح کردن برنامه شان درین خصوص با استقبال مسوولین وقت هرات مواجه شدند و به زودی این بقعه بدون مطالعه طرح و نقشه شرکت مذکور در اختیار آنها  قرار داده شد ازین گذشته نظارتی در حین کار ساختمانی بالای آرامگاه نوایی نیز وجود نداشت تا اینکه  آنها پس از چند ماه کار نهانی ودور از انظار مردم پس از تخریب بنای قبلی ،به ناگه ترک هرات گفتند و اکنون نوایی کسی که بر همه او بقعه و آرامگاه می ساخت سالها پس از آن ماجرا هنوز  گورش حتی سنگ قبری به خود نمی بیند چه رسد به اینکه بنایی بر سر آن اعمار شده باشد و بدین ترتیب  او از نا سپاسی دنیا و اهل در شگفتی فرو رفته است ، اینکه آن کمپانی  هم چه کرد و چه می خواست والله اعلم بالصواب.

آرامگاه مولانا عبدالرحمن جامی در هرات

به هر روی اکثر بقاع ساخته شده در زمان حاکم  نامبرده  در حال حاضر نیز درهمان وضع قبلی خود بسر می برند و در سالهای اخیر دو مزار  خواجه احمد بن ابی رجا ملقب به ابوالولید محدث مشهور قرن سوم  و میر عبدالواحد شهید مشهور به سلطان آقا که گویا یکی از امام زادگان است به شکل زیبایی بازسازی گردیده اند.آرامگاه شهزاده قاسم و شهزاده عبدالله از نوادگان پیامبر اکرم(ص) در مصرخ(قهندژ) هرات همان زادگاه خواجه عبدالله انصاری  از دیدنیهای دیگر این شهر است و بنای آن آسیب جدی  به خود ندیده است تاریخ اعمار بنای آنجا بر نگارنده مشخص نشد.

گازرگاه در ده کیلومتری شمال هرات در دامنه کوهی موسوم به زنجیرگاه آرامگاه پیر این شهر یعنی خواجه عبدالله انصاری است بنای ایوان این آرامگاه از دوران تیموری است و به سبب شخصیت خواجه و حرمتی که بدان داشته اند کمترصدمه و زیانی متوجه اینجا بوده است این احترام طوری بود که  بست نشینان فراوانی به  برکت آن جان سالم بدر می بردند،  خانقاه زرنگار و برکه زمزم با  یکی ازعمارات  دو نمکدان را نیز می توان از زمره این بست نشینان قلمداد کرد(گازرگاه؛ص11-20 ) از دیگر دیدنیها در آن جا سنگی  است به نام هفت قلم، این سنگ را از آن جهت هفت قلم گویند که استادی در هفت سال با هفت قلم و در هفت نوبت آنرا تراشیده است بدین ترتیب که در قلم اول بصورت صندوق در آمده و به قلم دوم آنرا صافکاری نموده و بقلم سوم اندرون آنرا خالی کرده و بقلم چهارم و پنجم و ششم آنرا نقاشی  و بقلم هفتم بر روی آن نگاشته است، در آغاز سلطان حسین بایقرا آنرا برای مزار خود فرمایش داده بود چون  پیش از او یکی از فرزندانش مُرد«غریب میرزا» آن سنگ را بر سر گور او نصب کرد(گازرگاه؛ص50-51).

گازرگاه محل دفن پیر هرات

مسجد جامع  زیبا و شگفت انگیز هرات، که پنجمین مسجد بزرگ جهان اسلام به شمار می رود همانند همه آثار باستانی بارها مورد مرمت قرار گرفته است و آخرین بار در مجموعه بازسازی های سال 1328 گسترده  و ترمیم شد و مساحت آن به 46760 متر مربع رسید و هر بیننده ای که برای بار نخست آنرا ببیند  چنان مبهوت عظمت و معمارى باشكوه مسجد و غرق در نقش و نگارهاى پر رنگ و كاشى هاى معرق هفت رنگ ايوان ها وگلدسته ها، خواهد شد كه سر از پا نخواهد شناخت .

مسجد جامع بزرگ هرات

همچنان بازسازی ارگ،  نمکدان گازرگاه و برخی از حوض های مسقف و شگفت انگیز هرات از مدتی بدینسو آغاز گردیده است ، بنابر همین ملحوظات بود  كه اين شهر در ۲۸ آوريل ۲۰۰۵ در فهرست ميراث فرهنگى جهان قرار گرفت اما متاسفانه به دلیل بی توجهی مردم و مسوولین در نگهداشت سیمای سنتی شهر و ساخت و ساز های بی ریخت و بد قواره دردا و دریغا که از این فهرست  اخیراً خط خورده است  . به هر روی مواردی که ذکر شد ، پدیده هایی است که سبب شده است جوانه های امید درین شهر سر از نو بشکفد و هراتیان به آن گذشته پر افتخار خویش نزدیکتر گردند.

منابع:

ا- حسینی،سید محمد اکبرحمید؛حکمرانان هرات، ناشردکترسید معروف رامیا، هامبورگ ،1385.

2- خلیلی،خلیل الله؛ آثار هرات، سلجوقی، هرات، 1309.

3- سلجوقی،فکری؛گازرگاه،انجمن تاریخ افغانستان ،کابل،1341

4- سلجوقی،فکری؛خیابان،انجمن جامی،کابل،1343

5- صابر هروی،محمد محسن؛حوضنامه هرات،ایوار،مشهد،1384.

6- کاتب هزاره،ملا فیض محمد،سراج التواریخ،انتشارات بلخ،تهران 1373.

7- گروتس باخ،اروین؛جغرافیای شهری در افغانستان،ترجمه سید محسن محسنیان،آستان قدس،1368.

8- نشانیگاه اداره احصائیه مرکزی افغانستان

9- نشانیگاه واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان


[1] این مقاله به خواهش یکی از دوستان  فرهیخته  ایرانی  که پایان نامه دکتری ایشان در مورد هرات عهد تیموری بود و می خواستند که در کنار تاریخ این شهر ، به سیمای کنونی آن هم پرداخته باشند نگاشته گردید (تلاش گردیده است تا برای برخی کلمات رایج در افغانستان معادل آنها در ایران آورده شود تا برای همزبانان ایرانی نیز قابل فهم گردد) .

 

Copyright www.herat.co.uk Inc All Rights Reserved

tareqpayman@yahoo.co.uk