|
زندگی
نامه و داستان مزار حضرت ابولمعانی میرزا عبدالقادر بیدل رحمت الله
علیه

بقلم ادریس بقایی قطره
دلیل خویش پس از
مــــــــرگ هم تویی بیدل
چو شمع کشته کسی جز تو
برمزار تو نیست
تولد حضرت میرزاعبدالقادر بیدل
رح در
زمان ابولمظفر
محی الدین اورنگ زیب عالمگیر پادشاه شهاب الدین محمد شاه جهان
پادشاه 12 ربیع الاول سنه 1070 ، در ظریف شهر کابل و
وفات آن جامع
البرکات حضرت میرزا عبدالقادر بیدل رح در زمان روشن اختر شاه عالم
ابن اورنگ زیب در دهلی بروضه رضوان شتافتند و مدت 7 سال بطریق
امانت نگهداشتند و
در ماه مبارک
رمضان چون مقابر شهرای اسلام افغان و مغل ایشان در هندوستان نبود
جنازه مبارک شان را به کابل به یکه ظریف که مشهور به ظریف شهر است
پهلوی میرزا ظریف برادر والد حضرت بیدل رح مدفون کردند.
نوت:
این نبشته که از یک
کتاب جنگی قلمی توسط محترم عثمان خان نالان راجع به انتقال عظام
حضرت بیدل رح از دهلی بکابل ، استنساخ نموده بود مطابق اصل نسخه
خطی جنگ مذکور که حاوی دیزان و میناتور بود میباشد.
اصل این سند فوق الذکر که در
موضوع ذکر مزار حضرف بیدل رح در چهار صفحه بقلم قاضی سید حسن مرحوم
( قاضی عصر امیر شیر علی خان) نوشته شده بود، (قبر میرزا عبدالقادر
بیدل رح در قبرستان میرزا ظریف مامای حضرت بیدل رح در قریه خواجه
رواش قریب مدرسه و نقاره خانه میباشد) در جمله اسناد تحقیقات جناب
سناتور سید داود الحسینی کابلی قید است.

عده یی از زایرین برمزار
پر انوار حضرت ابولمعانی بیدل رح اتحاف دعا مینمایند.


فوتو کاپی دستخط قاضی حسن
(قاضی دوران امیرشیر علی خان) که در مورد تولد و وفات حضرت بیدل رح
نبشته شده از یک کتاب جنگی قدیمی استنتاخ شده است.
همچنان جناب کابلی با عده یی
از محققین و دانشمندان خارجی ، داخلی و موسفیدان و متنفذین قریه
خواجه رواش ، تره خیل، هودخیل، پای منار.....
صحبت های دانشمند همه بزرگان به
یک عقیده بودند که مزار حضرت بیدل رح در دهلی نه بلکه قریه خواجه
رواش کابل میباشد، این مطالب در مجله ادب سال 1348 نیز بنشر رسیده
و در کتابخانه عامه کابل موجود میباشد.
بعد از تدوین اسناد
موسفیدان و مسلمانان کهن سال و اهل خبرت قرا و قصبات، اسناد تحقیق
و تتبع و تفحص خود را از معرض مداقه دانشمندان معظم گذاشتند تا
بعد از تدقیق و ملاحظه اسناد مرقومه راوایان، نظریات خود را
بنویسند، اسمای رجال فاضل دانشمندان گرامی که هر یک مستقلاً بعد از
غور و دقت در اسناد مدونه اش، تفریظ و نظریه خود را نگاشته اند حسب
آتی است.
جناب استاد خلیل اله خلیلی، جناب استاد علامه صلاح الدین سلجوقی،
جناب عبدالهادی داوی، جناب حافظ نور محمد خان کهگدای، جناب علامه
عبدالکریم خان، جناب داکتر محمد انس خان، پوهاند محمد اصغر خان،
جناب عبدالوهاب خان طرزی، جناب علامه میر سید قاسم خان وزیر عدلیه
اسبق ، جناب سید قاسم خان رشتیا وزیر مطبوعات اسبق، جناب داکتر میر
نجم الدین خان انصاری ، جناب عبدالقدیر خان ترکی ، جناب پوهاند میر
امام الدین انصاری ، جناب سید حبیب خان معاون سابقه پوهنتون ، جناب
پوهاند داکتر احمد جاوید، جناب استاد محمد ابراهیم خان صفا، مرحوم
استاد عبدالرشید خان، جناب سید عمر خان، جناب عبدالغفور خان شرر،
جناب محمد طاهر خان تره کی و غیره......
از جمله موسفیدان معمر و راویان کهن
سال اظهار میکردند که از پدران خود و موسفیدان شنیده ایم که در تحت
مقبره میرزا بیدل رح صاحب گنبد است مخصوصاً یک زن بسیار کهن سال
خواجه رواش این روایت را از زبان پدر کلان مادری خود که شخص عالمی
بود ه اصراراً گفت: فلهذا بغرض اینکه صدق مقال این موسفیدان مسلمان
را امتحان کنم و هم بغرض روشن شدن حقایق، یکروز به مزار حضرت بیدل
رح صاحب رفتم بعد از ادای آداب و اتحاف ادعیه صاحب شاه مالک باغ
مزار میرزا بیدل گفتم که چون جماعه مسلمین کهن سال روایت میکنند که
در تحت مقبره حضرت بیدل رح گنبد است بغرض معلومات می باید که در
صفحه مقبره بطریق امتحان از سمت جنوب کمی حفر و کاوش کنیم تامعلوم
شود که ایا حقیقتاً گنبدی موجود است یا نه؟ در اثنای این مذاکره
خنجر خان نام شخصی که خانه سامان پوهنتون بود در ارامگاه حضرت
بیدل رح پیدا شد بعد از سلام و علیک موضوع حفر مزار را به او گفتم
و از وی خواهش کردم که فردا در وقت حفر کردن حاضر باشد که اگر
اثری از گنبد پیدا شد برایم خبر بیارد. این نیک مرد خواهش مرا
قبول کرد .موضع حفر را نشانی کرده عازم شهر شدم فردای انروز ساعت
ده بجه جناب خنجر خان در پوهنحی ادبیات به من خبر آورد.
چشمت روشن همان موضعی را که در مزار بیدل صاحب نشانی کرده بودید
بعد از کمی کندن ، دروازه گنبد پیدا شد. در داخل گنبد استخوان های
مرده ها بدون دفن در خاک در صحن گنبد موجود است. بمجرد شنیدن این
خبر فوراً به وزارت معارف رفته موتر دانشمند گرامی جناب وزیر معارف
عبدالمجید خان را گرفته عازم مزار بیدل رح شدم چند نفر از مردمان
آن منطقه برمزار حاضر بودند صاحب شاه خان چراغ آورد ه و در دخمه
مکشوفه داخل شدیم . بطرف غرب یک قبری که به گچ تعمیر شده موجود
بود و بطرف شرق گنبد استخوان های مرده در صحن گنبد بدون دفن و غیر
مرتب بنظر میرسد که واضحاً علامت انتقال عظام از جای دیگر بود
فردای انروز موضع را به جناب دانشمند معظم مولینا حقانی و جناب
دانشمند محمد انس خان رئیس پوهنتون انوقت و دانشمند محترم محمد
اصغر خان رئیس پوهنحی حقوق در انوقت، گفتم و انهاهمراه با من غرض
زیارت بیدل صاحب بخواجه رواش رفتند . هر سه نفر دانشمند محترم با
بنده داخل گنبد شدند و وضع طبعی عظام را ملاحظه و بعد از اتحاف
ادعیه از گنبد خارج شدند و در بین راه ازمردمان ان محل راجعه به
معرفت انان به مزار بیدل رح سوالاتی کردند . مردم جواب دادند
که از قدیم الایام این مزار مبارک بنام مزار بیدل صاحب ولی
مشهور است و زیارتگاه خاص و عام میباشد. دانشمندان موصوف صورت
ملاحظات و نظریات خود را مفصلاً نوشته اند که در اوراق تحقیقات
مزار حضرت بیدل رح قید و ضبط است.
جوابیه استاد خلیل الله
خلیلی عنوانی سید احمد داود الحسینی ( جناب استاد دانشمند متتبع
محترم حضرت سید محمد داود الحسینی متع الله المقتسبین بدو اممکم!
مهربانا در مورد اثبات مزار سخنور بزرگ میرزا عبدالقادر بیدل رح در
قریه خواجه رواش کابل از این هیچمدان در طی 9 فقره استیضاح فرموده
اند عرض میشود.
چنانچه از آثار خود
میرزا و از نوشته های تذکره نذکره نگاران که در مورد او سخن رانده
اند بر میاید که وی در هندوستان زندگانی کرده و در دهلی وفات یافته
و همانجا مدفون است. اما تحقیقاتی که جناب شما در این مدت دراز
نموده اید و اظهار مکرری که هم غفیری از مردم خواجه رواش و نواحی
آن در حضور غیاب شما اظهار کرد و میکنند و بنده قسمتی از آنها را
شنیده ام و کلیه نوشته های آنها را که نزد شماست خوانده ام میرساند
که بقول این مردم و روایاتی که از پدران خود دارند، مزاری در
خواجه رواش موجود است که بنام مزار و باغ میرزا بیدل شهرت دارد، و
مزار میرزا بیدل بزعم این مردم و پدران ایشان در این باغ و در
میان این دخمه مسلم میباشد. من و جناب شما در حالیکه جناب دوکتور
عبدالمجید خان وزیر معارف وقت و اقای گویا نیز بودند. این مدار را
زیارت کردیم و دیدیم که در یک باغ یک دخمه و بر فراز دخمه شکل قبر
و بر روی قبر لوح مرمری موجود بود و چون آن لوح را خواندیم معلوم
شد که متعلق به قبر یکی از مجاهدین است که قبل از تولد حضرت بیدل
رح وفات یافته و معاصر پدر او بوده است و ماده تاریخ وفات او را که
در آن سنگ تراشیده بودند این است:( دادغزا داد) که از آن به شمار
حجل 1026 هه ق برمیاید و میرزا عبدالقادر بیدل رح در سال 1054 هه
ق متولد شده مع الاسف این لوح را شکستانده و مطموس و نام صاحب قبر
را مکسور و مفقود کرده اند و معلوم است که این کار را تعمداً کرده
اند. اما مردم و جناب شما را عقیده بر این است که یکی از آن دو شکل
دیگر قبر که لوح ندارد از آن بیدل رح میباشد. پس از شگافی که در
دخمه پدید آمده بود با شمع و چراغ داخل دخمه شدیم و آنچه مایه
اعصاب شد این بود که در داخل دخمه یک قبر و اسکلیت انسان دیده شد
که آن قبر را به گچ و آجر پخته کرده بودند و این استخوان ها بر روی
زمین گذاشته شده بود واین استخوان ها را قبل از ما آقای دوکتور
محمد انس خان دیده و جناب علامه حقانی نیز زیارت کرده بودند .چون
اصلاً این دخمه برای سه میت میباشد و دربام دخمه نیز از قدیم
الایام صورت سه قبر میباشد و گیاها بسیار کهن بر فراز هر سه قبر
رسته اند شک نیست که این استخوان ها را بعد از آن در قبر از جای
دیگر اورده و در این جاگذاشته باشند و شما نیز معتقد ید که
بنابر حمله نادر افشار که اکثر بقاع دهلی خرا ب شد و بنابر جنگهای
که بعد از آن میان افغانستان و هندوستان رخداد و یا بنابر مینای
پیشبینی از استیلای انگلیس - عظام مطهر حضرت میرزا عبدالقادر بیدل
رح را از شاه جهان آباد به خواجه رواش کابل منتقل ساخته ودر این
دخمه گذاشته اند و سنگی هم نوشته و بر روی قبر آن برفراز دخمه
گذاشته اند و از ترس اینکه ضیاء الملت والدین اراده داشت که مزار
بیدل رح را آباد کند و خواست در آنجا بیاید، سلطان شاه و احمد شاه
که مالک این باغ خودرا میدانستند ان سنگ را شکستاندند و حتی شکسته
های آنرا نیز مفقود ساختند.
یک سوال دیگر واقع
میشود که بالفرض جسد بیدل رح را از دهلی منتقل نموده باشند در
خواجه رواش چرا آورده و در این دخمه گذاشته اند در مورد حقیقه
قرائن و بیناتی که شما جستجو کرده اید قابل اعتمال است . اول
وجود یک ده ویران بنام یکه ظریف که مردم بومی بدون انکه بدانند
ظریف مامای بیدل رح است ، ( یکه ظریف : کلمه در یکه ) کلمه
چغتایی است که معنی ( آباد) را افاده میکند و ما ( یکه ظریف) را
به جمله ظریف آباد تعریف و تعبیر میکنیم، چنانچه در سال 1333
هیات علمی مردم شناسی که مرکب از ( پروفیسر شینو) و ( ابوامورا) از
دارالفنون کیوتی جاپان دو دوکتر هریرث شورمان از دارالفنون
کالفورنیای امریکا بغرض جستجوی مغل ها در شمال کشور تا حدود غرب
بمعیت آقای احمد علی معتمدی نماینده پوهنتون کابل از بدخشان تا
هرات سیر و سفر کردند و مردم و تبر مغل را تفحص نموده، در هر موضعی
که مغل ها را یافته اند عکاسی کرده و مسکن مغل هارا در ( یکه مغل)
یعنی ( مغل آباد) قید و ضبط نموده اند.متتبع ) همه متفقاً این
خرابه را ثار( شاید حصار ) ظریف مینامند و میگویند این ظریف از
اولوس چغتای بوده و درین دهکده نیز اولوس چغتای ساکن بودند و
بابر نیز از ترک خود به سکونت مردم چغتای درین حدود تصریح کرده و
یک قریه درین نواحی بنام الغوثی میباشد که تحریف همان ارگوئی است
که در بدخشان ساکن و قوم بیدل خود را میدانند.
نوت: کاپی نبشته شاعر و
عارف بزرگ محترم خلیل الله خلیل نزد بنده موجود است.
ثانیاً صاحب این قبری
که لوح دارد از معاصرین پدر بیدل رح بوده و چون غزا هم کرده ضرور
بدربار مغلیه هند منسوب بوده و بیدل نیز در دربار آن ها تا وقتی
سمت سرداری داشتند.
ثالثاً و قوتیر از مه
روایت متوالی و متواتر جم غفیری از مرد م این جاست که از سالیان
دراز مزار بیدل را در همین جا دانسته و میدانند .

تصویر سنگ لوح مزار شهیدی
که ازمعاصرین پدر حضرت بیدل رح میباشد،این سنگ لوح تقریباً چند ماه
بعد از دفن شهید مذکور تراشیده شده است.
محترم سید حبیب اله
معاون اداری اسبق ریاست پوهنتون که از نواده های میر زیور
الدین علیه الرحمه مشهور به پادشاه صاحب پای منار ششمین فرزند
شان میشود. فرموده اند که از پدرکلانم میر ابوهاشم شخص تقریباً صد
ساله بود. مصروفیت او در دوره حیات استنساخ کتب غیر مطبوع
بالخاصه آثار جد بزرگوار شان ( پادشاه صاحب) پای منار و آثار جناب
حاجی صاحب بود ، کتابخانه کوچکی هم داشتند و در علوم مروجه وقسمت
تاریخی معلومات کافی داشتند. از زبان مبارک شان شنیده ام که گفته
اند: میرزا عبدالقادر بیدل متصل خواجه رواش در شهریکه ظریف دفن است
) محترم سید حبیب در ادامه صحبت هایش به جناب الحسینی گفت که بخاطر
دارم که چند دفعه پدرکلانم عزم رفتن شهر کابل داشتند فرمودند: از
راه خواجه رواش بعد از زیارت مزار بیدل رح میروم. از جانب دیگر
چون حاجی سعد الدین علیه الرحمه ده یحیایی شاگرد و داماد پادشاه
صاحب بودند و احفاد شان با پدر کلان من نسبت ماما و خواهر زاده گی
داشتند. مراوده بین شان برقرار بود، روزی یکنفر از سران ده ییحی
شکایت از یکی کلانشوند های آنجا نمود که چنین اوضاع ناهنجار از
بسرمیزند فرمودند: خموش باش او باید همینطور باشد مگر نمی شناسی
که نواسه فلان و کواسه فلان شخص است که او اصلاً از طایفه ( بکی
خیل) بود، به دروغ خود را از قوم ( بیدل خیل ) میشمارد اینها با
قوم بیدل یکجا آمده اند نمیشود که خود را بیدل خیل بسازند( فعلاً
دو قوم بیدل خیل و بکی خیل موجود اند ) چون بکی خیل (( بکری خیل
)) با چارپا ها مشهور اند از آنها گله چیست؟ علاوه نمود : (( از
چله چه گله))
این معلوماتی بود که از
مصاحبه پدر کلان به حافظه داشتم، خودم در شش ده ( پای منار، ده
یحیی، تره خیل ، و غیره) با بزرگان آنجا علاقه معرفت و دوستی و
معلومات دارم عموماً به ملاحظه سلسله خاندانی به نظر قدر میبینند.
از همه موسفیدان اعم از زن و مرد به عباره های مختلف شنیده ام که
مزار میرزا بیدل رح همین است که در شهر یکه ظریف هر بهار آنجا به
زیارت و میله میروند. میگویند: پیشتر لوح سنگ بلندی بر مزارش بود
لیکن یکروز در مجلس ضیا الملت امیر عبدالرحمن خان ذکر از میرزا و
زیارت او به میان آمد، او اظهار میل به رفتن و اعمار زیارت نموده
یکی از کلانشونده های قریه تره خیل حاضر بود از مجلس که خارج شد
مستقیماً به قریه خود برگشت ، بلادرنگ امر کرد لوح سنگ میرزا را
برکنده در مقبره عمومی قریه یا کوه دفن کردند .
اظهارات ریش سفیدان و
متنفذین قریه خواجه رواش و عده دیگر مردم کابل در مورد مزار حضرت
بیدل رح که در سال 1333 در بعضی مجلات و نشریه های کابل به دست
نشر سپرده شده است.
جناب حاجی عظیم چنین
مینویسد:
تخمیناً عمر من 90 سال میباشد از چند پدر در قریه خواجه رواش
سکونت دارم. اسم پدر من کریم اله خان میباشد. پدرم صد ساله بود که
فوت شده همیشه از زبان پدر و کاکایم و دیگر ریش سفیدان قریه خود و
ده یحیی شنیده ام که زیارت میرزا عبدالقادر بیدل ولی در خرابه یکه
ظریف در دامنه کوه میباشد و ریش سفیدان میگفتند و پوره به یادم است
که امیر عبدالرحمن خان به زیارت میرزا بیدل آمده بود ولوح سنگ
مقبره مزار میرزا بیدل صاحب را صاحب زمین که احمد شاه و نادر نام
داشتند گم کردند که مقبره در زمین شان بود که زمین و جایداد ما
سرکاری نشود. از ین قصه هزاران مدرم اطراف زیارت میرزا بیدل صاحب
خبر دارند. هزاران نفر به زیارت رفته اند و حالا هم میروند. این
است اقرار من که عرض شد.
جناب محمد هلال خان
مرد کهن سال
چنین مینویسد: محترم از پدر در پدر در قریه تره خیل سکونت دارم.
تخمیناً 90 ساله میباشم در خصوص مزار میرزا بیدل عرض میکنم که
از ابتدای حیات خود تاکنون دیده ام و از زبان پدر خود و تمام
گذشتگا ن شنیده ام که مزار بیدل صاحب در زیر شهریکه ظریف خواجه
رواش کهنه است و تما م مردم قریه های تره خیل و خواجه رواش و
ده یحیی و غیره وهمه به زیارت موصوف معرفت دارند و به زیارت میروند
در خصوص لوح مزار بیدل صاحب لوح سنگ داشت که خود دیده ام که در
بالای سر وپایان پای لوح داشت که نام میرزا عبدالقادر بیدل در
ان نوشته بود. تا اول پادشاهی امیر عبدالرحمن خان موجود بود و قتی
که امیر مذکور به محمد علم خان نائب الحکومه گفته بود که من به
زیارت میرزا بیدل صاحب میروم و آنرا اباد میکنم. صاحب زمین زیارت
که نادر نام داشت با برادرانش سلطانشاه، احمدشاه از ین خبر شدند
لوح سنگها را گم کردند. در بهار همان سال امیر عبدالرحمن خان
بزیارت آمد مگر لوح ها نبود و نادر نام مذکور از وطن گریخت بعد
از آن جنگ هزاره ها شد و کار آبادی زیارت بیدل صاحب معطل شد. خرابه
مذکور به یکه ظریف مشهور است و ظریف در قبرستان میرزا بیدل صاحب
دفن است.
از گفته ریش سفیدان در
یکه ظریف قوم چغتی سکونت داشتند در عصر تیمورشاه پادشاه نسبت
پیدا شدن مار و گژدم از آن سرزمین کوچ کرده متفرق شدند ، بعضی از
ایشان در خواجه رواش سکونت گرفتند عرض دیگر اینکه نزد پدرم یک
کتاب بود و در ان نوشته بود که قبر میرزا عبدالقادر بیدل دریکه
ظریف است اما آن کتاب مفقود شده موجود نیست این بود حقایق گفتار
من درباره بیدل از دیده گی و شنیده گی که از روی اسلامیت جواب
نوشتم.
جناب
مولانا میر پادشاه صاحب که در سال 1333 تقریباً 106 سال
داشتند چنین مینویسند بعد از القاب.
راجع به مزار میرزا
بیدل صاحب آنچه دیده ام و شنیده ام از روی حقیقت بدون غرض شخصی و
نفسی از روی ایمان بجواب میپردازم عمر من تخمیناً 106 سال است در
پادشاهی امیر شیر علی خان مرحوم 15- 16 ساله بودم وقتی امیر
شیر علی خان را به مزار شریف خوب بیاد دارم. اسم پدرم مرحوم
میر ملنگ شاه میباشد و به عمر 95 ساله فوت شده شخص بسیار عالم و
صاحب تقوی بوده اند اجداد مرحوم من از صد ها سال به این طرف در
قریه تره خیل زنده گی کرده اند مزاریکه در خواجه رواش کهنه بنام
مزار میرزا بیدل صاحب شهرت دارد از روی لوح مزار شان که
نوشته بود و من خوانده ام، مزار میرزا عبدالقادر بیدل است که کتاب
کلان نظم نثر از آنها با قی وبنام کلیات بیدل مشهور است وقبر
مبارکشان در ان صفه که 3 قبر است میباشد در حین حیات پدر مرحومم
سالهای دراز با پدر خود به زیارت میامدیم و پدر مرحومم میفرمودند
که میرزا عبدالقادر بیدل تنها شاعر نبوده از علمای مشهور اسلام و
ولی کامل و عارف بودند، و نیز پدرم میفرمودند که میر امام الدین و
میر ظهور الدین پسران حاجی صاحب پای منار همیشه به زیارت میرزا
بیدل صاحب میامدند و از روح آن ولی کامل امداد میخواستند و پدرم
میگفت :
ادامه در صفحه بعدی
|